عشق تنها توپی است که هرگز اوت نمی شود !

آدمهای ساده را دوست دارم

آدمهای ساده را دوست دارم.
همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند.
همان ها که برای همه لبخند دارند.
همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند؛ عمرشان کوتاه است.
بس که هر کسی از راه می رسد یا ازشان سوء استفاده می کند
یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان می دهد.
آدم های ساده را دوست دارم.
بوی ناب “آدم” می دهند…!
عشق

اگر مدیر بودم یکی از شرایط ثبت نام را عشق می گذاشتم
اگر دبیر ریاضی بودم عشق را با عشق جمع می کردم
اگر معمار بودم قصری از عشق می ساختم
اگر سارق بودم فقط عشق می دزدیدم
اگر بیمار بودم تنها شربتی که می نوشیدم فقط شربت عشق بود
اگر درجه دار بودم فقط به عشق سلام می دادم
اگر پلیس بودم هرگز عشق را جریمه نمی کردم
اگر خلبان بودم در اسمان عشق پرواز می کردم
اگر دبیر ورزش بودم به بچه ها می گفتم با عشق نرمش کنید
اگر خواننده بودم فقط از عشق می خواندم
اگر ناخدا بودم همیشه در ساحل عشق لنگر می انداختم
اگر نجار بودم عشق را قاب می گرفتم
نام عشقتون چیه؟!! ( لطفا با صداقت جواب بدین )
پیامکهای جدیدعاشقانه
میرسدروزی که ما درخاطرات/موجب خندیدن وغم میشویم
--------------------------------------------------------------------------
کاش سزای تنهایی مرگ بود...
ان وقت حتی کسی ازترس جانش هم که شده،کسی روتنهانمی گذاشت...
--------------------------------------------------------------------------
بقیه پیامک ها درادامه مطلب
عاشقانه

توی کلاس درس تمام حواسم به دختری بود که کناردستم نشسته بود.
اومن راداداشی صدا میزد.من نمیخواستم داداشش باشم.
میخواستم عشقش مال من باشه ولی اون توجه نمیکرد.
یک روزکه بادوستاش دعواش شده بوداومدپیش من
وگفت :داداشی وزدزیرگریه...
من نمیخواستم داداشش باشم...میخواستم عشقش مال من باشه
ولی اون توجه نمیکرد...
جشن پایان تحصیلی اش بودمن رودعوت کرد.
اوخوشحال بود ومن ازخوشحالی او خوشحال بودم.
توی کلیسادختری روبه روی من نشسته بودکه زمانی عشقش مال من بود.
خودم دیدم که گفت:بله.بعداومدکنارم وطوری اشک تو چشماش حلقه زده بود
گفت:
داداشی...من نمیخواستم داداشش باشم.من میخواستم عشقش مال من باشه
ولی اون توجه نمیکرد.....................................................................
الان روبه روی من قبرکسی است که روزی عشقش مال من بود...
داشتم گریه میکردم که یکی ازدوستاش دفتری به من داد
داخل دفترنوشته شده بود:
((من نمیخواستم توداداشی من باشی...میخواستم عشقت مال من باشه
ولی توتوجه نمیکردی...))
لایق عشق

دیگر اون مجنون سابق نیستم
ان بیابان گردعاشق نیستم
اینک ازاهل نسیم و سایه ام
با تب صحراموافق نیستم
با سلامی باخیالی دلخوشم
درتکاپوی حقایق نیستم
بس کنید اصرار را،بی فایده ست
من برای عشق لایق نیستم
زندگی زیباست
زندگی زیباست...
وهر روزش آغازی دوباره
برای استفاده ازفرصت ها وجبران گذشته..
زندگی زیباست...
به سادگی ولطافت شبنمی نشسته بربرگی سبز...
وبا اندکی زبری و زبری حاشیه های برگ رز....

اگرواقعاعاشق باشی

اگرواقعا عاشق باشی،حتی فکرکردن به او باعث شادی و آرامشتان میشود.
اگرواقعا عاشق باشی،درکناراوکه هستید،احساس امنیت میکنید.
اگرواقعا عاشق باشی،حتی باشنیدن صدایش،ضربان قلب خودرادرسینه حس میکنید.
اگرواقعا عاشق باشی،زمانی که درکنارش حرکت میکنید احساس غرورمیکنید.
اگرواقعا عاشق باشی،تحمل دوری اش برایتان سخت ودشواراست.
اگرواقعا عاشق باشی،حتی تصوربدون او زیستن برایتان دشواراست.
اگرواقعا عاشق باشی،شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید.
اگرواقعا عاشق باشی،حاضریدبرای خوشحالی اش دست به هرکاری بزنید.
اگرواقعا عاشق باشی،هرچیزی راکه متعلق به اوست دوست بدارید.
اگرواقعا عاشق باشی،برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید.
اگرواقعا عاشق باشی،به علایق او بیشترازعلایق خوداهمیت میدهید.
اگرواقعا عاشق باشی،واژه تنهایی برایتان بی معناست.
اگرواقعا عاشق باشی،آرزوهایتان آرزوهای اوست.
آرزودارم...
رمانتیک وعاشقانه

سلامت میکنم ای غنچه راز/توبودی از برای عشقم اغاز
تویی تنها دلیل زنده بودن/ندارم طاقتت باچشم درناز
عشق زیبا

میان ماندن ونماندن
فاصله تنهایک حرف ساده بود
ازقول من
به باران بی امان بگو:
دل اگردل باشد،
اب ار اسیاب علاقه اش نمی افتد
عکسهای عاشقانه

بقیه عکسها در ادامه مطلب
دلم گرفته...
دلم انگاری گرفته قد بغض یا کریمـــــــــــا عصر جمعه توی ایوون میشینم مثل قدیمــــــــا
تو دلم میگم اقا جون تو مرادی من مریـــــدم من به اندازهی غصم تم عشق تو چشیـــــــدم
کاشکی از قطره ی اشکت کمی ابرو بگیرم یعنی تو چشمه ی چشمات با نگات وضو بگیرم
برای لحظه ی دیدار از قدیما نقشه داشتـــم ۱ دونه هدیه ناچیز واسه تو کنار گذاشـــــتـــم
یادمه یکی بهم گفت هر کی تنهاست تو دنیا ۱دونه نامه خوش خط بنویسه واسه اقا کاغــذ
نامه رو برداشت توی رود خونه بریزه بنویسه واسـه مولــاش "خاطــــــرت خــــیلــی عزیـــزه"
عشقولانه
کجایی که داره بی تو نفسم می گیره تو رو میخوام کنارم بی تو آروم ندارم
بی تو زندگی محاله بی تو یه روز یه ساله دلم برات چه تنگه دنیا با تو قشنگه
می بوسمت یه عالم آروم میشه خیالم با تو همش تو ابرام نباشی خیلی تنهام
تو دنیا هیچ کسو از تو بهتر ندیدم یه تار موتو عزیزم به صد تا دنیا نمیدم
به آرزوم میرسم با تو من خوشبختم تموم عمرم شب و روز دنبالت میگشتم
قلبم مال تو جونم مال تو عشقم به تومی نازم نفسم
قلبم مال تو جونم مال توعشقم تو رو دوس دارم عزیزم
عشق همیشگیمی تمام زندگیمی همش و رویاهامی مثل نفس باهامی
تو خوب و خواستنی پاکیو دوس داشتنی هر جای دنیا باشی الهی زنده باشی
عاشقانه 3
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم ، جای دگر نمیشود
بی تو برای شاعری واژه خبر نمیشود
بغض دوباره دیدنت هست و به در نمیشود
فکر رسیدن به تو فکر رسیدن به من
از تو به خود رسیدهام اینکه سفر نمیشود !
دلم اگر به دست تو به نیزهای نشان شود…
برای زخم نیزهات سینه سپر نمیشود
صبوری و تحملت همیشه پشت شیشه ها
پنجره جز به بغض تو ابری و تر نمیشود
صبور خوب خانگی ، شریک ضجه های من
خنده خسته بودنم زنگ خطر نمیشود
حادثه یکی شدن حادثهای ساده نبود
مرد تو جز تو از کسی زیر و زبر نمیشود
به فکر سر سپردنم به اعتماد شانهات
گریه بخشایش من که بی ثمر نمیشود
همیشگی ترین من ، لاله نازنین من
بیا که جز به رنگ تو دگر سحر نمیشود
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم ، جای دگر نمیشود
عاشقانه2
<
حس می کنم ، حسم به تو حسی نو است
حسم برای حس تو ، شعری نو است
حس می کنم ، حس کرده ای احساس من
احساس حسم حاسد و جنسی نو است
حدسی بزن ، حسم حسود حس کسیت
مسافر
ای مسافر به انتظارت خواهم ماند تا ابد برای همیشه زیرا میدانم که به سوی من باز خواهی گشت .پس با همه ی توانم تلخی این انتظار را تحمل خواهم کرد و به انتظارت خواهم ماند زیرا قلب من با هر تپش خود آهنگ خاطرات گذشته را مینوازد. قلبی که یاد و خاطرات تو تا ابد در آن مدفون خواهد ماند. ای گل همیشه بهارم به یاد تو چشمه ی چشمانم هرگز خشک نخواهد شد.
بوسه عشق
![]()
<<به نام عشق زیباترین خطای انسان>>
بوسه یعنی لذت دلدادگی
لذت ازشب لذت ازدیوانگی
بوسه اغازی برای ما شدن
لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه اتش میزند برجسم و جان
بوسه یعنی عشق من با من بمان
عشق یعنی...
عشق یعنی حسرت شبهای گرم
عشق یعنی یاد یک رویای نرم
عشق یعنی یک بیابان خاطره
عشق یعنی چهاردیواربدون پنجره
عشق یعنی گفتنی باگوش کر
عشق یعنی دیدنی باچشم کور
عشق یعنی تا ابدبی سرنوشت
عشق یعنی اخرخط بهشت
عشق یعنی گم شدن درلحظه ها
عشق یعنی ابی بی انتها
عشق یعنی...
فرق عشق با ادزواج
شاگردی از استادش پرسید: عشق چست ؟
استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد
داشته باش كه نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی...
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید: چه آوردی ؟
با حسرت جواب داد:هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به
امید پیداكردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.
استاد گفت: عشق یعنی همین...!
شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست ؟
استاد به سخن آمد كه : به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش
كه باز هم نمی توانی به عقب برگردی...
شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهی با درختی برگشت .
استاد پرسید : شاگرد چی شد ؟ و او در جواب گفت : به جنگل رفتم و اولین
درخت بلندی را كه دیدم، انتخاب كردم. ترسیدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالی
برگردم .
استاد گفت : ازدواج هم یعنی همین...!
حرف دلتو بزن
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر
پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!
رویای خیس
تو با منی و من تنها هستم ، در قلب منی و من به عشق تنهایی زنده هستم،
تو همنفسم هستی و نفسهایم عطر تنهایی را میدهد
توهمسفرم هستی و جاده زندگی رسم غریبگی را به من یاد میدهد.
تو مال منی و من مال تو نیستم، باران منی و من کویری بیش نیستم،
انگار نه انگار بامنی ،نشسته ای برای خودت حرف از عشق میزنی!
همیشه به یاد توام و در حسرت داشتنت،دلگیر و سردم در روزهای نداشتنت
یک بار عاشق شدم و یک عمر برای تو ،یک بار هم نگفتی دستهایم مال تو!
آن رویا از خیالم رفت و قصه آغاز شد،همه چیز به نفع تو تمام شد
دیدی که در آینه ی چشمان خیسم ،چشمان تو حتی یک ذره هم خیس نشد
من پر از درد بودم و خسته ،اما دل تو حتی یک ذره هم دلگیر نشد
تو با منی و افسوس که من بی تو هستم،انگار نه انگار که عشق تو هستم!
بودن و نبودنت فرقی ندارد،اینکه سرد هستی و با تو بودن تنها برایم عذاب دارد
هستی و انگار نیستی ، گاهی حتی فراموشم میکنی و از من میپرسی که تو کیستی؟
هزار درد دل ناگفته در دلم مانده و همدلم نیستی،
آنقدر اشک ریخته ام که چشمانم نمیبیند که دیگر نیستی!
نیستی و من تنها مانده ام ، آنقدر دلم گرفته که اینجا با غمها جا مانده ام
تو با منی و من تنها نشسته ام، تو در قلبمی و من اینک یک دلشکسته ام!
هرگز نخواستم ...
هرگز نخواستم که تورو با کسی قسمت بکنم
یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنم
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم
اینقدر ظریفی که با یک نگاه هرزه میشکنی
اما تو خلوت خودم تنها فقط مال منیهرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم
ترسم که رو تنت جای نگاهم بمونه
یا روی تیشه ی چشات غبار آهم بمونه
تو پاک و ساده مثل خاک حتی با بوسه میشکنی
شکل همه آرزوهام تجسم خواب منی
حتی با اینکه هیچ کس مثل من عاشق تو نیست
پیش تو آینه ی چشام حقیره لایق تو نیست
خبرنداری
عشق کدوم غریبه یهو به جونت افتاد ؟
چی شد که خیلی ساده عشقمو بردی از یاد ؟
قلبمو بی تفاوت هی کردی زیر پاهات
گول نگاتو خوردم یا که فریب حرفات ؟
آهای خبر نداری دلم داره میمیره
همدم بی کسی هام تو بی کسی اسیره
بهش بگین هنوزم جاش خالیه تو خونم
بگین هنوز داد میزنم برگرد دردت به جونم ، بیا بلات به جونم
رفتی از اینجا اما بدون نرفتی از یاد
ندیدی وقتی رفتی واست کی دست تکون داد
هرکی منو میبینه فکر میکنه دیوونم
دیوونه ی تو هستم درد و بلات به جونم

خداحافظ گل نازم
چه کاری با دلم کردی که از دنیا دیگه سیرم
که دائم بغض تو سینم ، دارم این گوشه می میرم
یهو چی شد که دل کندی ، بگو چی شد که رنجیدی
چجوری عاشقم بودی که اشکامو نمی دیدی
یه چیزی خوب بگو دیگه ، چرا ساکت شدی بازم
دارم داغون می شم اما ، نمی فهمی گل نازم
ببین عکسا رو آوردم، ببینی بلکه برگردی
چرا بی معرفت آخه، تو اینجوری باهام سردی
چقدر بی رحم با قلبم ، خدایا مردم از غصه
دارم دق می کنم اما ، ازم حالی نمی پرسه
چجوری می تونی بد شی ، بری و بیخیالم شی
یه حسی تو دلم میگه ،یه روزی عاشقم می شی
حلالت کردم ...
عذاب وجدان نگیر من حلالت کردم
برو و دستاشو بگیر من حلالت کردم
تو خیانت کردی من حلالت کردم
بهش عادت کردی من حلالت کردم
من حلالت کردم من حلالت کردم
دستات تو دسته اونه
خدا می دونه دارم می شم دیونه
از دست این زمونه دلم خونه
قلبم شکسته خدا چرا عشقم شد از من جدا
دارم می میرم من بی صدا
خدای عاشقا
<<به نام خدای عاشقا>>
روزگارم بد نیست غم كم میخورم
كم كه نه هر روز كمكم میخورم
عشق از من دورو پایم لنگ بود
غیمتش بسیار دستم تنگ بود
گر نرفتم هر دو پایم خسته بود
شیشه گر افتاد هر دو دستم بسته بود
چند روز یست كه حالم بد نیست
حال ما از این و آن پرسید نیست
گاه بر زمین زل میزنم گاه بر حافظ تفعل میزنم
حافظ فرزانه دل فالم را گرفت یك غزل آمدوحالم را گرفت
مازیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه ماپنداشتیم



بیــ ـآ آخــ ـر ایـ ـن کوچهـ ادآمهـ بدهیـــمـ ...